السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

105

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

نسل همسر اوّلشان يعنى حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام است . و اين واقعيتى است كه در روايات ذيل مورد تصريح واقع شده است . مهدى از فرزندان فاطمه است در روايت امّ سلمه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمده است : مهدى حقّ ، و از فرزندان فاطمه است . اين حديث را ابو داود ، ابن ماجة ، طبرانى و حاكم به دو طريق از امّ سلمه روايت كرده‌اند و 4 تن از علماى اهل سنت اين حديث را از صحيح مسلم نقل كرده‌اند « 1 » و ديگران نيز به صحّت و دقت اسناد آن اذعان دارند ، بالاتر از اين ، عده‌اى نيز صراحتا حكم به تواتر آن كرده‌اند . « 2 » نعيم بن حمّاد با سند خود از امام على عليه السّلام چنين روايت مىكند : مهدى مردى از ما و فرزند فاطمه عليها السّلام است . « 3 » هم‌چنان‌كه از زهرى « 4 » و كعبى « 5 » نيز نقل كرده كه : مهدى از فرزندان فاطمه عليها السّلام است .

--> ( 1 ) . سنن ابو داود / ج 4 / ص 107 / ح 4284 ؛ سنن ابن ماجة / ج 2 / ص 1368 / ح 4086 ؛ المعجم الكبير / طبرانى / ج 23 / ص 267 / ح 566 ؛ مستدرك الحاكم / ج 4 / ص 557 . منابع زير نيز آن را از راه صحيح مسلم روايت كرده‌اند : الصواعق المحرقة / ابن حجر هيتمى / فصل اول / باب 11 / ح 163 ؛ كنز العمال / متقى هندى / ج 14 / ص 264 / ح 38662 ؛ إسعاف الراغبين / صبان / ص 145 ؛ مشارق الأنوار / حمزاوى / ص 112 . ( اين چهار تن در اين چهار منبع به وجود اين حديث در صحيح مسلم تصريح كرده‌اند ، ولى در چاپهاى اخير خبرى از اين حديث در صحيح مسلم نيست ) . ( 2 ) . كنجى در البيان / ص 486 / باب دوم به صحّت اين حديث حكم كرده است و نيز سيوطى در الجامع الصغير ، ج 2 / ص 672 / ح 9241 آن را جزما صحيح شمرده و در حاشيه التاج الجامع للاصول / ج 5 / ص 343 نيز مثل همين اظهارنظر به چشم مىخورد . هم‌چنان‌كه بغوى در مصابيح السنة ، ج 3 / ص 492 / ح 4211 آن را « حسن » ناميده است و اين در حالى است كه جناب غمارى در إبراز الوهم ص 500 ، به تحقيق در سند اين حديث پرداخته و در پايان جميع رجال حديث را « عادل » و نهايتا حديث را « صحيح » باز نمايانده است و البانى در حول المهدى و نيز عبد المحسن بن حمد العباد در عقيدة اهل السنّة و الأثر فى المهدى المنتظر / ص 18 به معتبر بودن اسناد آن تصريح كرده‌اند . پيش از اين نيز از قرطبى و جمعى ديگر قول به تواتر آن را شنيديم . ( 3 ) . الفتن / نعيم بن حماد / ج 1 / ص 375 / ح 1117 ؛ كنز العمال / ج 14 / ص 591 / ح 39675 . ( 4 ) . الفتن / نعيم بن حماد / ج 1 / ص 375 / ح 1114 ؛ التشريف بالمنن / ص 176 / ح 237 . ( 5 ) . پيشين / ص 374 / ح 1112 ؛ پيشين / ص 157 / ح 202 .